Webb-TV | Frälsningskandidater NY | Bönesidan | Själavårdssidan NY | Sök | Kontakt
Surfar nu: 597 www.apg29.nu

نامطلوب - قسمت 21

ناخواسته

من ادامه داد و در حال حرکت داستان من به عنوان یک پسر بچه کوچک نامطلوب است. 

برادر رضاعی من استیگ در Annerstads کلیسا چهار سال قبل تایید شده است. من به تایید خود یاد داشته باشید اما من هم می خواستم به من اعلام. به همین دلیل استیگ خود را تایید نمی دانم اما من می خواستم به تایید شود، برای به دست آوردن برخی از هدیه ممکن نیست، اما آن را به سادگی به دلیل یک علاقه واقعی از طرف من بود.

وقتی که من نگاه کردن به زندگی من، من درک می کنم که علاقه تایید من به دلیل جستجوی صادقانه و عمیق برای خدا بود. در قلب من وجود دارد منحل شد. 

آموزش تایید مرتب شده توسط Annerstads کلیسا که توسط کشیش برگزار شد. آموزش در یک اتاق در طبقه دوم خانه اهل محله بود. ما شاید 20 نفر از جوانان در هر دو پسران و دختران که خوانده شد.

اما متوجه شدم که درس تایید سخت و دشوار بود. ما خواندن شده بود با صدای بلند از کتاب در مورد ایمان مسیحی که من چیزی از درک نمی کنند. من به یاد داشته باشید هیچ چیز امروز آنچه پس از آن به ما مسئله آموز آموزش داده شد. احتمالا من هم در تاریخ تایید، که روز قبل تولد من بود یاد داشته باشید.

اما تایید عنوان نمی تواند تبدیل و یا من به عنوان یک فرد را تحت تاثیر قرار. من هنوز هم همان قدیمی کریس بود. این یک رویداد درست قبل از ما بودند برای رفتن به کلیسا و به ما اعلام به اثبات رساند. کشیش و تمامی مسئله آموز در یک اتاق کوچک قبل از تایید جمع شده بودند. 

هنگامی که من نیاز به رفتن به حمام، که من. وقتی برگشتم، من آب در زیر پیراهن سفید و تاب منعکس بود، همه نوار آموز، وقتی که من دست خود را شسته بود. کسی این اشاره کردم، اما من فکر کردم من آن زمانی که من ادرار بسته شده بود، بنابراین من در یک ناسزا با صدای بلند خوب قبل از کشیش و تمامی مسئله آموز قرار داده است. وزیر اشاره کرد کلمات بد انتخاب من، و من pionröd در صورت من حیرت زده شد. اما همانطور که ما به درون کلیسا و تایید خارج شدیم بدون هیچ گونه مشکل منتقل می شود. 

هنگامی که ما به کلیسا رفت من من دراز و با افتخار برگزار کتاب مقدس و کتاب سرود. اما آنچه گفته شد در طول تایید، من هیچ نظری ندارم. 

من فکر می کنم علاقه واقعی من در تایید این بود که خدا به من کرده است. همچنین یک عبارت از من که من خدا را در سن جوانی من دنبال می شود. اما من هرگز نمی دانستند که آن را خدا بود. 

وقتی که من نگاه کردن به زندگی من، من را ببینید رویدادهای دیگر هنگامی که خدا به من کرده است. ممکن است وقایع به ظاهر کوچک، که من در حال حاضر شما در مورد برخی کتاب indenna گفته شده است، اما برخی از حوادث که به طور ناگهانی می درخشید که خدا وجود دارد و این که او را دیدم به من وجود داشته است. 

پس از آن، من می دانم که بود خدا، خدای مثل بابا نوئل که تهدید به هر هدیه اگر آن را به حال نوع نبوده است، اما خدا که عشق وصف ناپذیر برای مرد کوچک بود. این خدا محبت هم داد به زمان و به احساس یک رام پسر مورد آزار واقع نامشخص کمی، اما او نمی دانست که از آن بود که بر روی درب قلب جوان خود و زدم

من چند سال بعد که کشیش قبلا frikyrkopastor شده بود. بنابراین او باید دانش چگونه به ذخیره شود و یک مسیحی داشته اند، اما از این به ما بگویید. چه اگر او آن را انجام داده بود. سپس من ممکن است از قبل ذخیره شده است و کردم تمام زندگی من تبدیل شده است. بسیاری از غم و بدبختی می شده اند در زندگی من اجتناب شده است. مسلما، او آیه کتاب مقدس شگفت انگیز جان 3 و 16 از biblars ما پوشش نقل قول کرده بود. متن این آیه این است که:

"برای خدا عاشق جهان است که او به او تنها پسر مولود، که هر کس به او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد."

اما او که آیه در کتاب مقدس نقل قول کرده بود، من تا چند سال متوجه بعد، و او نگفته بودند و یا آیه برای ما توضیح داد. تایید بود در نتیجه مرا نجات دهی.

در دوران کودکی من، می تواند گاهی اوقات از طریق تاریکی یک یادآوری از خدا نگاهی بیندازند. من آن را درک نمی پس از آن، اما زمانی که من چند سال بعد در نگاه به گذشته بود و می تواند به زندگی من نگاه کنید، من می توانم آن را به وضوح ببینید. 

چنین چیزی می تواند مستقیما به قلب از من پوستر با nsturmotiv خوب بود. برای مثال، یک خورشید پشت درختان است. و یک کتاب برای. من گاهی اوقات می تواند در سراسر چنین پوستر، به عنوان مثال، در سالن اهل محله. وقتی که من آیه را روی آنها را بخوانید، من در چه قدرت آنها می تواند شامل شگفت زده شد. آنها خیلی زنده بودند و می تواند حق را به قلب من صحبت می کنند. خوب به یاد دارم یک مناسبت از جمله چگونه شگفت زده و شگفت زده به دنبال در پوستر. آن را چندین بار اتفاق افتاده است و در مناسبت های مختلف است که خدا به من صحبت و ساخته شده خود را از این لحاظ متفاوت شناخته شده است. اما من هرگز نمی دانستند که از آن او تا سال ها بعد بود. 

اینگرید Ljunggren درس لیست آموزشی بسیار خوبی داشتیم. اغلب، او به من در مورد چیزهایی که خود فرد درک کرد. این آسان بود برای گوش دادن به او و در او چه گفت و آموخت. 

در یک نقطه در دین هرگز فراموش نخواهم کرد. من نمی دانم اگر او یک مسیحی بود، اما او به من گفت که او و همسرش نوزادان بیمار کاهش یافته بود و در بیمارستان بستری شد. سپس آنها را به خدا برای فرزندان خود که بسیار خوب بود دعا کرد. آنها پاسخ به نماز است. این او کل کلاس گفت. من بی سر و صدا نشسته بود و در تعجب در میز من گوش. 

مدرسه گنجانده شده بود که ما گاهی اوقات در هر ترم در مکان های مختلف prya به یک نگاه اجمالی از جهان از کار و شاید یک همهمه از آنچه که ما برای کلاس نهم، که من به وضوح بسیار دشوار است بدانید حال را انتخاب نمایید. از آنجا که من هنری به عنوان یک دکوراتور علاقه مند من یک بار prya فروشگاه تمپو در لئونبه بود. آنها تزئین خود کارکنان که نشانه هایی داشتند. متاسفانه، من آن را دوست داشت خیلی خوب نیست و آن را دشوار بود را به ابتکار عمل. احتمالا با توجه به راه مطیع و نامشخص بود. 

از آنجا که از اشتراک و علاقه به هنر من صحبت از ترم دیگری است که من می prya در یک خط آزمون در یک کالج مسیحی در هلسینگ یک هفته بود. Psyokonsulenten موفق به من در آن وجود دارد در هفته است. به یاد دارم که تا به حال به سوار شدن به اتوبوس به هلسینگ، اگر چه من در مورد سفر طولانی من نگران بود، اما آن را به خوبی رفت، و پس از آن یک معلم از مدرسه آمد و من را برداشت. من در خانه زندگی با خانواده اش شد. 

فهمیدم که آنها مسیحیان بودند، اما من نمی دانم آنچه در آن بوده است. و نه آنها چیزی در مورد این به من توضیح داد. 

یک شب در کالج، من با یک گروه از دانش آموزان ایستاده بود و برخی از بازیکنان فوتبال را تماشا کردند. وقتی از او پرسیدم یکی از آنها اگر نه برای این مدرسه مسیحی بود. سپس من یک نمایشگاه طولانی از او که در آن او را توضیح داد مسیحیان بود. من در یک محیط مسیحی بود، اما هیچ چیزی در مورد عیسی را نمی شنوند. خیلی نزدیک، در عین حال بسیار دور ...

در خانه در خانه پرورش من، من کوچک سفید گیدئون کتاب مقدس که در قفسه کتاب در اتاق نشیمن جمع یافت. من نمی دانم که آن را دریافت کرده بود. شاید آن برادر رضاعی من بود. من نمی توانم به یاد داشته باشید که مال من بود. شاید برادر من آن را کردم وقتی godeonierna توزیع کتاب مقدس عهد جدید در یک کلاس مدرسه ای که او در. Gidroniter رفته بود برای توزیع انجیل در میان snmst در مدارس و اتاق های هتل ها و زندان ها نامیده می شدند. آنها نام پس جدعون در عهد عتیق گرفته بود. 

من در مبل قهوه ای در سالن برای خواندن نهفته است. این نیمکت همان است که من نشسته در زمانی که روزنامه محلی یک داستان در مورد من و کارتون من چند سال قبل بود. 

شروع کردم به خواندن در انجیل متی و فقط دور توسط آنچه که من خوانده منفجر شد. چه هیجان آن بود! من نمی تواند متوقف شود. 

من در مورد عیسی مسیح به عنوان خوانده شده و چگونه او مصلوب شد و که خدا او را از مردگان در روز سوم مطرح است. این رویداد طیف دراماتیک تا در ذهن من نقاشی شده بود و من واقعا می تواند آن را ببینید. 

کلمات زندگی می کردند که من خواندن. آنها حق در قلب من ملاقات کرد. این فقط یک داستان معمولی نیست. 


به دنبال سریال نامطلوب
قسمت 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21  

این سریال داستان زندگی من از دوران کودکی به بعد است. من به برهنه و رک و راست. بسیاری من هرگز شما را در مورد قبل گفته اند. برخی از نام های در داستان ساختگی می باشد.


Publicerades torsdag 1 januari 1970 01:00 | | Permalänk | Kopiera länk | Mejla

3 kommentarer

Katrina Sun, 10 Feb 2019 13:56:44 +010

Väntar med spänning om Den stora dagen

frälsningsdagen

Svara


johanna Mon, 11 Feb 2019 11:14:16 +010

Väntar ivrigt på nästa del!

Svara


Johanna Fri, 15 Feb 2019 18:21:36 +010

Kom med fortsättning snart Christer😊!

Svara


Din kommentar

Första gången du skriver måste ditt namn och mejl godkännas.


Kom ihåg mig?


Prenumera på Youtubekanalen:

Vecka 17, onsdag 24 april 2019 kl. 07:48

Jesus söker: Vega!

"Så älskade Gud världen att han utgav sin enfödde Son [Jesus], för att var och en som tror på honom inte ska gå förlorad utan ha evigt liv." - Joh 3:16

"Men så många som tog emot honom [Jesus], åt dem gav han rätt att bli Guds barn, åt dem som tror på hans namn. De som blev födda, inte av blod, inte heller av köttets vilja, inte heller av någon mans vilja, utan av Gud." - Joh 1:12-13

Vill du bli frälst och få alla dina synder förlåtna? Be den här bönen:

- Jesus, jag tar emot dig nu och bekänner dig som min Herre och Frälsare. Jag tror att Gud har uppväckt dig från de döda. Jag ber om förlåtelse för alla mina synder. Tack att jag nu är frälst. Tack att du har förlåtit mig och tack att jag nu är ett Guds barn. Amen.

Tog du emot Jesus i bönen här ovan?
» Ja!


Senaste bönämnet på Bönesidan
tisdag 23 april 2019 23:19

Be om vår ekonomi. Be om en lägenhet Gud vet. Tack alla!

Aktuella artiklar


Senaste kommentarer


STÖD APG29! Bankkonto: 8169-5,303 725 382-4 | Swish: 070 935 66 96 | Paypal: https://www.paypal.me/apg29

Christer Åberg och dottern Desiré.

Denna bloggsajt är skapad och drivs av evangelisten Christer Åberg, 55 år gammal. Christer Åberg blev frälst då han tog emot Jesus som sin Herre för 35 år sedan. Bloggsajten Apg29 har funnits på nätet sedan 2001, alltså 18 år i år. Christer Åberg är en änkeman sedan 2008. Han har en dotter på 13 år, Desiré, som brukar kallas för "Dessan", och en son i himlen, Joel, som skulle ha varit 11 år om han hade levt idag. Allt detta finns att läsa om i boken Den längsta natten. Christer Åberg drivs av att förkunna om Jesus och hur man blir frälst. Det är därför som denna bloggsajt finns till.

Varsågod! Du får kopiera mina artiklar och publicera på din egen blogg eller hemsida om du länkar till sidan du har hämtat det!

MediaCreeper

Apg29 använder cookies. Cookies är en liten fil som lagras i din dator. Detta går att stänga av i din webbläsare.

TA EMOT JESUS!

↑ Upp