Surfar nu: 482 www.apg29.nu

ده سال پیش زن من ماری و پسر ما جوئل درگذشت

ده سال پیش، در تاریخ 21 دسامبر همسر من فقط قبل از ساعت 12 شب کشته و پسر nyförlöste ما جوئل از 04:30 در صبح روز 22 دسامبر درگذشت.

اما در سنگ قبر می گوید که هر دو در گورستان وودلند درگذشت 22 دسامبر 2008. این مقبره در استان یونشوپینگ است. در آرامگاه دو تابوت سفید وجود دارد. قفسه سینه بزرگ، و یک قفسه سینه کوچک که بر روی بزرگ است.

اگر این حوادث، من در این کتاب طولانی ترین شب نوشته شده است. این در حال حرکت و کتاب بسیار چشمگیر و غم انگیز است، اما امتیاز به این امید روشن در عیسی مسیح است. شما هنوز هم می توانید این کتاب اگر شما می خواهید به آن را سفارش دهید. این هزینه 150 SEK. این خیلی ارزان است، بنابراین من کسب چیزی بر روی آن. این کتاب به راحتی و تشویق و نقاط می دهد به امید در عیسی مسیح است. این نیز یک evangelisationsbok بسیار عالی است. خرید آن را برای خودتان و یا آن را به کسی به عنوان یک هدیه است.

این کتاب به نام طولانی ترین شب دلیل آن است که طولانی ترین شب سال و طولانی ترین شب زندگی من بود.

از کتاب طولانی ترین شب

صفحات 101-103

من در تخت خواب ما نشست و در سایت وبلاگ من کار کرده است. نیم یازده شب بود. در مقابل من من لپ تاپ من روی یک میز چوبی که می تواند سقوط قرار داده بود. در کنار من همسر محبوب من با شکم بزرگ او بود و در یک روزنامه خواندم. در اتاق بعدی به اتاق خواب ما Dessan شده و در بستر خود خوابید. همه چیز آرام بود، همه چیز آرام بود، و همه چیز خوب بود. همانطور که با نزدیک شدن کریسمس من با تبریک کریسمس و سال نو در بسیاری از زبان های مختلف کار کرده که من به در وبلاگ من می خواستم. وقتی که من در لیست من مشغول به کار بود ماری تا خورده روزنامه تماس گرفت و گفت:

"من تا به رختخواب بروید."

ماری خروپف و در حال حاضر زمانی که او به شدت باردار بود، خروپف او بدتر است. به منظور من مزاحم نشوید که او می خواست برای رفتن به رختخواب در یک اتاق دیگر. قانون در هال بزرگتر آماده کرده بود را صاف و در یک تخت کنار میز قرار داده بود. اما برای برخی از دلیل من فکر نمی کنم ماری به خواب در اتاق های مختلف این شب است.

"نمی توانم شما باقی بماند؟" از او پرسیدم. اما او اصرار داشت که او می خواست به خواب در سالن.

"خوب،" من گفتم: "اما زمانی که شما از رفتن به توالت شما را به خوبی ممکن است در بیاید و به من به طوری که من برای یک مدت طولانی با کامپیوتر '' بله، من که نشستن نیست،" او گفت، سمت چپ اتاق و بسته درب.

من همچنان به ارسال لیست من از کریسمس و سال نو اتصالات سوراخ که من فکر کردم به انتشار. من این نبوده است که در این شب صلح آمیز در یک لحظه به طور کامل دگرگون وقتی درب اتاق خواب به طور ناگهانی باز، درست قبل از ساعت دوازده در شب، و ماری وارد شده است. وقتی که من از صفحه کامپیوتر نگاه کرد و ماری را دیدم، من فکر کردم آه، خب، آن زمان برای متوقف بود.

"کریس ..."

این مطلق آخرین چیزی که او گفت بود. او نام من با لحن بسیار دوست داشتنی، در راه آرام و زیبا است. و برای او به عنوان یک کمی دولا. من هر دو را دید و دانست که او در درد بود.

"آن زمان برای BB؟" من پرسیده می شود، در حالی که من هنوز هم با لپ تاپ روی میز چوبی کوچک باقی مانده بود.

او گفت: چیزی تقریبا غیر قابل شنیدن به من که من نمی توانستم کشف کند و حتی بیشتر، رو به جلو خم در درد زانو زد. من ایستاده بود تا به سرعت، تا به او رفت و در زمان او چرا که او نمی خواهد به طبقه قرار می گیرند. من او را به پای تخت دو نفره به رهبری و او گذاشته به آرامی پایین در سمت، در حالی که من در سر من شروع به برای تلفن به BB نگاه.

همانطور که من وجود دارد که در پای تخت ایستاد، در مقابل تخت نوزاد که من و Dessan در خیلی خوب قرار داده بود و ماری دروغ در سراسر تخت خواب ما ساخته شده، من موفق به برای هر شماره تلفن در حافظه من برای بسیاری از ثانیه نگاه نمی کند تا زمانی ماری به طور ناگهانی شروع به سر و صدا به شدت با صدای غرغر تند و زننده و متلاطم تلفن های موبایل. من واقعا نمی دانم آنچه که من انجام دهید، اما به طور غریزی من فکر کردم آن به بهترین وجه او قرار داده تا روی تخت. من جلو خم شده، او را گرفتند و او قرار داده تا. سپس او را از پای تخت تضعیف به زمین در حالی که من هنوز هم برگزاری بود او را در آغوش من.

من آن را درک نمی پس از آن، اما جایی که ماری در آغوش من فوت. آخرین چیزی که او گفت: نام من بود، از او در آغوش من فوت.


خانواده Åberg

در شب 22 دسامبر شب با بیشترین ساعات تاریکی در سال 2008، رنج می برد به Christer Åberg طولانی ترین شب زندگی خود، زمانی که او بود بسیار آسیب زا و غیر منتظره دست می دهد نیمی خانواده اش.

یک داستان واقعی از تلفات غیر قابل تصور و به آن همه برنده شوید.

بسیاری از مردم شنیده اند و شاهد چگونه به شدت نگران آنها را زمانی که آنها کتاب، طولانی ترین شب خوانده شده است. یک نفر به من نوشت:

"چه یک کتاب خوب شما نوشته شده است. وقتی که من شروع به خواندن آن من نمی تواند متوقف شود. من خیلی تحت تاثیر قرار گرفت."

طولانی ترین شب

در شب 22 دسامبر، شب با ساعات تاریک ترین در سال 2008، رنج می برد به Christer Åberg طولانی ترین و تاریک ترین شب زندگی خود را، زمانی که او بود بسیار آسیب زا و غیر منتظره دست می دهد نیمی خانواده اش.

ما را دنبال ایمان یک مرد تزلزل ناپذیر، و ایمان خود و اعتماد به هدایت خدا و مراقبت از زمانی که غیر قابل تصور اتفاق می افتد و به طور ناگهانی تقسیم جهان خود را.

این کتاب همچنین یک داستان عاشقانه داغ نقل مورد جستجو به Christer Åberg برای خدا، تمایل خود را برای عشق زندگی طولانی و رویای خود را از یک روز در نهایت احساس واقعا دوست داشت و مورد نظر.


داستان SPIDER از طولانی ترین شب

صفحات 132-133

اولین بار وحشتناک بود. من در یک شوک بزرگ زندگی می کردند و نمی دانستند که چگونه برای رسیدگی به وضعیت، نه من می دانم که چگونه من می خواهم با دختر من که فقط گریه و گریه و گریه مقابله ...

من دقیقا انجام داده بود چه کشیش من به زمانی که از من خواسته شد که من آن را به Dessan می گویند توصیه کرده بود:

"به من بگو دقیقا همانطور که هست. شما می توانید کودکان از واقعیت محافظت نمی کند."

پس به من گفته Dessan که مادر مرده بود، که او در آسمان با عیسی بود و هرگز به خانه خواهد آمد دوباره. هنگامی که یک کودک در مهد کودک بعد از او خواست که مادر او بود، او پاسخ داد:

"او مرده است و با عیسی در بهشت ​​است."

اما در حال حاضر فقط گریه و اشک ریخت. او تسلی ناپذیر بود و من نمی دانستم چه من می خواهم با خودم انجام دهم. من را به اتاق با Dessan در آغوش من رفت. او گریه و با چهره اش در برابر شانه من نهاده شده است.

"باید من آواز خواندن چیزی برای شما؟" من او را پرسید.

"بله،" او با صدای یک کودک رقت انگیز پاسخ داد.

من می دانستم که Dessan دوست داشت آواز خوب سبحان الله اگر در من زندگی می کنند. او مورد استفاده برای همیشه آرزو می کنم که وقتی که من او پرسید: اگر من می تواند هر چیزی را می خوانم. او آن را به نام نه برای سبحان الله اگر در من زندگی می کنند، اما او همیشه می گفت، "ستایش شما." به محض این که او می گفت "ستایش شما" من می دانستم حق دور چه آهنگ او به معنای. من خودم را در این آهنگ پیدا شده است. این هر دو برای کودکان و بزرگسالان مناسب است.

چه باید آواز خواندن کنم؟ "از من خواسته Dessan، متقاعد شده است که او می خواست من به آواز خواندن تنها این آهنگ.

اما در کمال تعجب من، گفت Dessan گریه کامل

"عنکبوتی!"

عنکبوت؟ عنکبوت ریزه میزه؟ "این حتی یک آهنگ مسیحی است. اما من آن را برای دختر من می خواند، در حالی که من با او بود در آغوش من IVAR آپارتمان بزرگ.

عنکبوت ریزه میزه
صعود trå'n.
پایین آمد باران
شستن عنکبوت است.
آمد خورشید
خشک تمام باران.
عنکبوت ریزه میزه
صعود تا دوباره.

این کاملا یک خطبه برای من بود. وقتی که من خواند آهنگ بنابراین این حادثه با عنکبوت در ذهن من نقاشی شده است. من شاهد بودم که او تلاش برای بالا رفتن از موضوع. اما ناگهان این فاجعه است. بارش باران آمد و شسته عنکبوت. اما بعد از معجزه - معجزه! خورشید افزایش یافت و خشک تمام باران بنابراین عنکبوت شجاعت گرفت، و می تواند شروع به صعود دوباره.

به طور مشابه، Dessan و من رنج می برد از این فاجعه، اما خورشید، عیسی می شود و به ما می دهد شجاعت جدید، به طوری که با نگه قوی جدید دوباره به صعود به بالا.

پس از من خوانده بود این آهنگ گریه Dessan دیگر.


طولانی ترین شب به Christer Åberg

سفارش دهی

- بررسی قیمت!

150 SEK / هر

3 کتاب: 300 کرون

ارسال رایگان!

Swisha: 070 935 66 96

حساب بانکی: 8169-5.303 725382-4

پی پال: https://www.paypal.me/apg29/

توجه: آدرس خود را وارد کنید!

این کتاب به عنوان یک زمان ده ماه به نوشتن، اما آن را بسیار آسان به خواندن و مناسب برای افراد جوان و مسن تر، و همچنین هدیه و یا evangelisationsbok !


درباره به Christer Åberg

به Christer Åberg در علفزار با دخترش میل زندگی می کنند، در نزدیکی نکخو. برای سال های بسیاری را اجرا کرده است یکی از بزرگترین سایت های وبلاگ خصوصیwww.apg29.nu . او همچنین به عنوان یک مبشر کار می کند و درگیر با آواز، موسیقی و موعظه در جلسات در سراسر کشور.

این کتاب بر روی منتشر شده Semnos ناشران.


دفعات بازدید:

من احساس می کنم احساسی خوب امروز، اما حوادث از طولانی ترین شب همیشه با من خواهد آمد. اما همانطور که در کتاب نوشته است: بدون عیسی، من هرگز آن ساخته شده اند.

Tack för att du läser Apg29. DELA gärna till dina vänner. Du kan också stödja Apg29 genom att sätta in en valfri GÅVA på BANKKONTO 8169-5,303 725 382-4. På internetbanken går det att ställa in så att du automatiskt ger en summa varje månad. Men om du hellre vill kan du SWISHA in en frivillig summa på 070 935 66 96. Tack.


Vill du bli frälst?

Ja

Nej


Publicerades torsdag 1 januari 1970 01:00 | | Permalänk | Kopiera länk | Mejla

2 kommentarer

Inger Briselius 22/12-2018, 22:09

Varma tankar till dig och din dotter! /Inger

Svara


Jesus dotter 21/1-2019, 09:22

Hej Christer!

Jag födde min lille son Marcus den 21 dec 2008 på Ryhov, den dagen du var där med din fru och din son. Jag blev väldigt ledsen när jag läste om den tragedi som drabbade din familj. Samma dag som jag var otrolig glad att jag fick min son hade du sorg, förlorade fru och lille sonen Joel dagen efter. Men ära till Jesus som har gett dig styrka att stå på benen igen och fortsätta vittna om honom. Tack Jesus och Gud välsigna dig Christer och välsigna Desire’.

Svara


Din kommentar

Första gången du skriver måste ditt namn och mejl godkännas.


Kom ihåg mig?

Din kommentar kan deletas om den inte passar in på Apg29 vilket sidans grundare har ensam rätt att besluta om och som inte kan ifrågasättas. Exempelvis blir trollande, hat, förlöjligande, villoläror, pseudodebatt och olagligheter deletade och skribenten kan bli satt i modereringskön. Hittar du kommentarer som inte passar in – kontakta då Apg29.


Prenumera på Youtubekanalen:

Vecka 38, måndag 16 september 2019 kl. 04:08

Jesus söker: Dag, Daga!

"Så älskade Gud världen att han utgav sin enfödde Son [Jesus], för att var och en som tror på honom inte ska gå förlorad utan ha evigt liv." - Joh 3:16

"Men så många som tog emot honom [Jesus], åt dem gav han rätt att bli Guds barn, åt dem som tror på hans namn." - Joh 1:12

"Om du därför med din mun bekänner att Jesus är Herren och i ditt hjärta tror att Gud har uppväckt honom från de döda, skall du bli frälst." - Rom 10:9

Vill du bli frälst och få alla dina synder förlåtna? Be den här bönen:

- Jesus, jag tar emot dig nu och bekänner dig som Herren. Jag tror att Gud har uppväckt dig från de döda. Tack att jag nu är frälst. Tack att du har förlåtit mig och tack att jag nu är ett Guds barn. Amen.

Tog du emot Jesus i bönen här ovan?
» Ja!


Senaste bönämnet på Bönesidan
söndag 15 september 2019 23:57

Be läkedom för mig så att en fettsamling på halsen Gud tar bort, att de illasinnade som förföljt mig, ovärdigt, ojuste förfördelats pga fasansfull, rykte, förlöjligat mig i slutna rum men också öppet


Morsan reklam


Aktuella artiklar


Senaste kommentarer


STÖD APG29! Bankkonto: 8169-5,303 725 382-4 | Swish: 070 935 66 96 | Paypal: https://www.paypal.me/apg29

Denna bloggsajt är skapad och drivs av evangelisten Christer Åberg, 55 år gammal. Christer Åberg blev frälst då han tog emot Jesus som sin Herre för 35 år sedan. Bloggsajten Apg29 har funnits på nätet sedan 2001, alltså 18 år i år. Christer Åberg är en änkeman sedan 2008. Han har en dotter på 13 år, Desiré, som brukar kallas för "Dessan", och en son i himlen, Joel, som skulle ha varit 11 år om han hade levt idag. Allt detta finns att läsa om i boken Den längsta natten. Christer Åberg drivs av att förkunna om Jesus och hur man blir frälst. Det är därför som denna bloggsajt finns till.

Varsågod! Du får kopiera mina artiklar och publicera på din egen blogg eller hemsida om du länkar till sidan du har hämtat det!

MediaCreeper

Apg29 använder cookies. Cookies är en liten fil som lagras i din dator. Detta går att stänga av i din webbläsare.

TA EMOT JESUS!

↑ Upp